تاج الدين احمد وزير

84

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

* 35 * عرصه ملك جهان چيست كه عرش اعظم * يك نشانست ز آثار تو سبحان اللّه اين همه نور كه بر عالم جان مىتابد * يك شعاعست ز انوار تو سبحان اللّه آسمان سبعه سياره از آن گرداند * كه كند عيش بتذكار تو سبحان اللّه هست بر وحدت ذات تو دليلى روشن * هريك از كوكب سيار تو سبحان اللّه كس نداند بحقيقت كه چه باشد يا چون * فوق اين گنبد دوار تو سبحان اللّه هيچ مخلوق كند فكر تصرّف هيهات * در نهان‌خانه إستار تو سبحان اللّه كشتى وهم و خرد را همه درهم شكند * موجى از قلزم تيّار تو سبحان اللّه با چنين نور كه هر ذره ازو دارد فيض * هيچ بينا كند انكار تو سبحان اللّه مشركان راه ندارند به حضرت ور نى * كيست كو نيست طلب‌كار تو سبحان اللّه بىسبب خوانى و بىواسطه رانى و كسى * نبود مانع كردار تو سبحان اللّه هركه او گشت عزيز تو ز خوارى برهيد * شوربخت آنكه بود خوار تو سبحان اللّه